Adam Lambert's Persian Fan Forum



 
HomeCalendarFAQSearchMemberlistUsergroupsRegisterLog in

Share | 
 

 مطالب جالب و خنده دار

View previous topic View next topic Go down 
AuthorMessage
Vampire Hunter
Administrator
Administrator


Age : 20
Posts : 682
Join date : 2012-06-29
Location : Middle Of NOWHERE

PostSubject: مطالب جالب و خنده دار   Wed Jul 18, 2012 5:47 am

بچه ها از این به بعد مطالب جالب و خنده دار رو اینجا میذاریم تا فروم خیلی شلوغ نشه


<br>
Back to top Go down
View user profile
Vampire Hunter
Administrator
Administrator


Age : 20
Posts : 682
Join date : 2012-06-29
Location : Middle Of NOWHERE

PostSubject: Re: مطالب جالب و خنده دار   Wed Jul 18, 2012 5:47 am

دخترای ایرانی در طول تاریخ
بالاخره با صحبتهای زن ، مرد خونه از خر شیطون پیاده می شه و دختر گناهکارشو میبخشه…



> سال 1290:
>مرد: واسه من می خوای بری درس بخونی ؟ می کشمت تا برات درس عبرت بشه. یه بار که بمیری دیگه جرات نمی کنی از این حرفا بزنی !!! تو غلط می کنی !!! تقصیر من بود که گذاشتم این ضعیفه بهت قرآن خوندن یاد بده. حالا واسه من میخوای درس بخونی؟؟؟

>زن: آقا ، آروم باشین. یه وقت قلبتون خدای نکرده می گیره ها ! شکر خورد. !!! دیگه از این مارک شکر نمی خوره. قول میده…

>مرد( با نعره حمله می کنه طرف دخترش ): من باید بکشمت. تا نکشمت آروم نمی شم. خودت بیای خودتو تسلیم کنی بدون درد می کشمت… !!!

> بالاخره با صحبتهای زن، مرد خونه از خر شیطون پیاده می شه و دختر گناهکارشو میبخشه…



> سال 1330:
>مرد: چی؟ دانشسرا ؟؟ (همون دانشگاه خودمون) حالا می خوای بری دانشسرا؟ می خوای سر منو زیر ننگ بکنی؟ فاسد شدی برا من؟؟ شیکمتو سورفه (سفره) می کنم…

>زن: آقا، ترو خدا خودتونو کنترل کنین. خدا نکرده یه وخ (وقت) سکته می کنین آ…

>مرد: چی می گی ززززززن؟؟ من اگه اینو امشب نکوشم (نکشم) دیگه فردا نمی تونم جلوی این فسادو بیگیرم . یه دانشسرایی نشونت بدم که خودت کیف کنی…

> بالاخره با صحبتهای زن، مرد خونه از خر شیطون پیاده می شه و دختر گناهکارشو میبخشه…



> سال1390:
>مرد: کجا ؟ می خوای با تکپوش (از این مانتو خیلی آستین کوتاها که نیم مترم پارچه نبردن و
وقتی می پوشیشون مثه جلیقه نجات پستی بلندی پیدا می کنن) و شلوارک (از این شلوار خیلی برموداها) بری بیرون؟ می کشمت. من… تو رو… می کشم…

>زن: ای آقا. خودتو ناراحت نکن بابا. الان دیگه همه همینطورین (شما بخونید اکثرا)

>مرد: من… اینطوری نیستم. دختر لااقل یه کم اون شالتو بیار جلوتر. نه… نه… نمی خواد. بدتر شد. همون بالا ببندیش بهتره… !!!



> سال 1400:
>زن: دخترم. حالا بابات یه غلطی کرد. تو اعصاب خودتو خراب نکن. لاک ناخنت می پره. آروم باش عزیزم. رنگ موهات یه وقت کدر می شه آ مامی.
باباتم قول می ده دیگه از این حرفا نزنه…

>بالاخره با صحبتهای زن، دخترخونه از خر شیطون پیاده می شه و بابای گناهکارشو میبخشه


<br>


Last edited by Paryap on Wed Jul 18, 2012 5:50 am; edited 1 time in total
Back to top Go down
View user profile
Vampire Hunter
Administrator
Administrator


Age : 20
Posts : 682
Join date : 2012-06-29
Location : Middle Of NOWHERE

PostSubject: Re: مطالب جالب و خنده دار   Wed Jul 18, 2012 5:48 am

فقط بخندید!متن چت یک دختر و پسر
پسر : سلام.خوبی؟مزاحم نیستم؟

دختر: سلام. خواهش می کنم.? asl plz

پسر : تهران/وحید/۲۶ و شما؟

دختر‌ : تهران/نازنین/۲۲

پسر : اِ اِ اِ چه اسم قشنگی!اسم مادر بزرگ منم نازنینه.

دختر: مرسی!شما مجردین؟

پسر : بله. شما چی؟ازدواج کردین؟

دختر : نه. منم مجردم. راستی تحصیلاتتون چیه؟

پسر : من فوق لیسانس مدیریت از دانشگاه MIT اَمِریکا دارم. شما چی؟

دختر : من فارغ التحصیل رشته گرافیک از دانشگاه سُربن فرانسه هستم.

پسر : wow چه عالی!واقعا از آشناییتون خوشحالم.

دختر : مرسی. منم همین طور. راستی شما کجای تهران هستین؟

پسر: من بچه تجریشم. شما چی؟

دختر : ما هم خونمون اونجاس. شما کجای تجریش می شینین؟

پسر : خیابون دربند. شما چی؟

دختر : خیابون دربند؟ کجای خیابون دربند؟

پسر : خیابون دربند. خیابون…… کوچه……پلاک….شما چی؟

دختر : اسم فامیلی شما چیه؟

پسر : من؟ حسینی! چطور؟

دختر : چی؟وحید تویی؟ خجالت نمی کشی چت می کنی؟تو که گفتی امروز با زنت می خوای بری قسطای عقب مونده خونه رو بدی.!مکانیکی رو ول کردی نشستی چت می کنی؟

پسر : اِ عمه ملوک شمائین؟چرا از اول نگفتین؟راستش! راستش!دیشب می خواستم بهتون بگم امروز با فریده…. آخه می دونین………..

دختر : راستش چی؟ حالا آدرس خونه منو به آدمای توی چت میدی؟می دونم به فریده چی بگم!

پسر : عمه جان ! تو رو خدا نه! به فریده چیزی نگین!اگه بفهمه پوستمو میکّنه!عوضش منم به عمو فریبرز چیزی نمی گم!

دختر :‌ او و و و م خب! باشه چیزی بهش نمیگم. دیگه اسم فریبرزو نیاریا! راستی من باید برم عمو فریبرزت اومد. بای

پسر : باشه عمه ملوک! بای


<br>
Back to top Go down
View user profile
Vampire Hunter
Administrator
Administrator


Age : 20
Posts : 682
Join date : 2012-06-29
Location : Middle Of NOWHERE

PostSubject: Re: مطالب جالب و خنده دار   Wed Jul 18, 2012 5:51 am

دخترا تو مرسه چیکار میکنن

تفریح با ناظمین زحمت کش مدرسه
[You must be registered and logged in to see this image.]
اظهار محبت و دوستی با عابرینی که شانس عبور از کنار پنجره ی کلاس ما را داشتند!
[You must be registered and logged in to see this image.]
خب بعد از این همه ماجرا آدم باید فکریم واسه شب امتحانش کنه دیگه نه!
[You must be registered and logged in to see this image.]
ولی گاهی اوقات هر چه قدر هم که باهوش باشی تمهیداتت با شکست رو به رو میشود و باید به فکر چاره افتاد ..ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه است
[You must be registered and logged in to see this image.]


<br>
Back to top Go down
View user profile
Guest
Guest



PostSubject: Re: مطالب جالب و خنده دار   Fri Aug 03, 2012 11:20 am

- دقت کردین وقتی موبایلت زنگ می خوره همه گوش هاشون تیز تیز می شه؛ وقتی تلفن خونه زنگ بخوره همه خودشون رو میزنن به کر بودن ...

- دقت کردین نشده یه بار این جعبه دستمال کاغذی رو باز کنیم، برگ اولش درست مثل بچه آدم بیاد بیرون؟!

- دقت کردین این روزها اگر ده تا سنگک بخری، ملت یه جوری نگاه می کنن انگار پرادو سوار شدی!

- دقت کردین همیشه وقتی حوله رو تو حموم می خوای برداری یکی از لباسات میفته رو زمین خیس میشه؟!

- دقت کردین دو ساعت درس میخونی ساعتو نگاه می کنی میبینی نیم ساعت گذشته! نیم ساعت میای پای کامپیوتر ساعت رو نگاه می کنی می بینی دو ساعت گذشته؟!

- دقت کردین تا مترو می ایسته همه عین دونده ها می دون به سمت پله ها بعد که می رسن بالا قدم می زنن!

- دقت کردین هیچ لذتی مثل این نیست که دو روز پیش تخمه خورده باشی، امروز یکی اش رو روی فرش پیدا کنی

- دقت کردین وقتی حوصله ات سر میره، اولین جایی که میری سر یخچاله؟!

- دقت کردی وقتی میخوای فیلم ببینی هر چی داری آشغال به نظر میاد! حالا میخوای هاردو خالی کنی همش خوب میشه؟!

- دقت کردین تو این فیلم ها که نشون میدن هر کی می افته تو آب اصلا شنا بلد نیست ولی اون که بیرون واستاده در حد یک غریق نجات کامله!

- دقت کردین اینایی که میرن کلاس گیتار، بدون استثنا اولین آهنگی که یاد میگیرن آهنگ تکراری و ضایع «اگه یه روز بری سفر» است؟ از اساتید محترم خواهشمندیم کمی تنوع به خرج بدید...

- دقت کردین تعداد خواننده های ایران از شنونده ها داره بیشتر میشه؟

- دقت کردین اون تفریحاتی که تو فرجه امتحان ها به ذهن آدم میرسه تو تابستون به ذهنش نمیرسه!

- دقت کردین بیشتر مواقع احساس می کنیم گوشیمون زنگ خورده بعد که نگاه می کنیم می بینیم یه توهم ویبره ای بیش نبوده؟!
Back to top Go down
Vampire Hunter
Administrator
Administrator


Age : 20
Posts : 682
Join date : 2012-06-29
Location : Middle Of NOWHERE

PostSubject: Re: مطالب جالب و خنده دار   Fri Aug 03, 2012 2:43 pm

1- یادتونه سر کلاس تخته پاک کن رو خیس می کردیم می کشیدیم رو تخته فکر می کردیم خیلی تمیز شد بعد که تخته خشک می شد می دیدم چه گندی زدیم…! الان همین حس رو نسبت به زندگی دارم
2- دوس دارم یه روز آنقد پولدار بشم که وقتی رانی می خورم؛ اون تیکه آخر آناناس که ته قوطی گیر می کنه واسم مهم نباشه!

3- بعضی آدما آنچنان گنج های بی بدیلی هستن که باید حتما دفنشون کنی!

4- اگه سال تا سال یه قرون تو جیبت نباشه مامان و بابات نمی فهمند، کافیه یه نخ سیگار تو جیبت باشه همه عالم می فهمن!

5- موقع فوتبال نگاه کردن 80 دقیقه می نشینی چش تو چش تلویزیون هیچ اتفاقی نمی افته، یه دقیقه میری دستشویی، میای می بینی بازی دو دو تموم شده.

6- موقع درس خوندن پرزهای موکت هم واسه آدم جذاب می شه، دوست داری ساعت ها بشینی بهشون نگاه کنی.

7- دیدن یه سوسک توی اتاق خواب درواقع مساله خاصی نیست، مساله خاص از اونجا شروع می شه که: سوسکه ناپدید می شه

8- دوغ قبول!

شیر کاکائو قبول!

آبمیوه پاکتی قبول!

اصلا نوشابه هم قبول!

آب معدنی رو دیگه برا چی تکون میدی؟

همش همونه!

9- نمی دونم چه حکمتیه، اینا که میرن بدنسازی اصرار دارن که اصلا سردشون نمی شه!

10- ایندر که ما لگد به بخت خودمون زدیم بروسلی به حریفاش نزد.

11- سر جلسه امتحان نشستی هرچی تو کلته رو برگه خالی می کنی آخرش نصف صفحه هم پر نمی شه بعد یه نفر بلند می شه می گه آقا یه برگه دیگه بدین جا ندارم. اون لحظه می خوای صندلی رو از پهنا بکنی تو حلقش!

12- حالا چرا تخم مرغ گندیده بوی گلابی میده؟

13- روز زن نزدیکه. خانوما هشیار باشین آقایون دعوا الکی راه نندازن همش سیاسته. توطئه رو در نطفه خفه کنید.

14- امروز رفتم از دستگاه خودپرداز پول بگیرم مبلغ رو زدم 50000 تومان

یه 10 هزار تومنی داد!

سه تا پنج هزار تومنی داد!

پنج تا دو هزار تومنی داد! پونزده تا هزاری!

یه لحظه دلم واسه دستگاه سوخت، نزدیک بود پولو برگردونم تو دستگاه!

طفلی خودشو کشت 50 تومن منو جور کرد!


15- نمونه سوال های رایج توی همه خونه ها:

این تلویزیون بی صاحاب واسه کی روشنه؟

چی از جون این یخچال بدبخت می خوای؟

کی لامپ دستشویی رو روشن گذاشته؟

کی دمپایی دستشویی رو خیس کرده؟

این موقع شب با کی حرف می زنی؟

چشمات در نیومد پای این کامپیوتر کوفتی؟

کی غذای منو خورده؟

16- شش ماه به دوستت مهربونی می کنی، خوبی باهاش، هر کاری میگه می کنی که بفهمونی دوستش داری… دو روز که اعصاب نداری، میگه: حالا شناختمت

17- اینقده بدم میاد وقتی دارم روی آهنگ می خونم خواننده اشتباه میخونه!دقت کردین!؟

18- الان شما اگه همینطوری بیکار هم نشسته باشید تو خونه، از نظر پدر و مادرتون، بچه همسایه یا بچه فامیل بهتر از شما بیکار می شینه
19- من هر روز، از خونه که بیرون می زنم رو یه کاغذ می نویسم «امروز قراره بمیرم» که اگه احیانا مردم، بگن یارو چقد خفن بوده، می دونسته!…

20- دقت کردین اگه انگشتت با تبر قطع شه، دردش کمتره تا اینکه با کاغذ بریده بشه؟! دقت کردین؟

21- دو ساعت پشت تلفن معطلی که گوشی رو برداره، تا میایی خمیازه بکشی یارو میگه الو! دقت کردین!؟

22- وقتی جوراب پاته، حتما دمپایی دستشویی خیسه!

23- بابای شما هم جلو تلویزیون خوابش می بره بعد تا تلویزیونو خاموش می کنی بیدار می شه میگه چرا خاموشش کردی؟



وقتی که ما ایرانیا میخوایم کسی رو ستایش کنیم؛

عجب نقاشیه نکبت…

چه دست فرمون داره توله سگ…

چه صدایی داره کثافت …

چه گیتاری میزنه ناکس…

استاده کامپیوتره لامصب…

عجب گلی زد بی وجدان…

بی شرف کارش خیلی درسته…

دوستت دارم وحشتنـــــاک…

وقتی که میخوایم ناسزا بگیم یا نیش و کنایه بزنیم ؛

برو شازده…؟

چی میگی بامعرفت …؟

آخه آدم حســـابی…؟

چطوری آی کیو…؟

به به استاد معظــــم…؟

کجایی با مرام…؟

آقای محترم…؟

برو دکتـــر برو…؟


<br>
Back to top Go down
View user profile
Farzaneh Glambert
Common User
Common User


Posts : 166
Join date : 2012-07-02
Location : UNKNOWN

PostSubject: Re: مطالب جالب و خنده دار   Sun Aug 05, 2012 10:40 am

نیمه شب پریشب گشتم دچار کابوس
دیدم به خواب حافظ توی صف اتوبوس
گفتم: سلام حافظ ... گفتا:علیک جانم
گفتم: کجا می روی؟ گفت: والله خود ندانم
گفتم: بگیر فالی ... گفتا: نمانده حالی
گفتم: چگونه ای؟ گفت: در بند بی خیالی
گفتم: که تازه تازه شعر و غزل چه داری؟
گفتا: که می سرایم شعر سپید باری
گفتم: رقیب؟ گفتا: کله پا شد
گفتم: کجاست لیلی؟ مشغول دلربایی؟
گفتا: شده ستاره در فیلم سینمایی
گفتم: بگو ز خالش ... آن خال آتش افروز
گفتا: عمل نموده دیروز یا پریروز
گفتم: بگو ز مویش؟ گفتا: که مش نموده
گفتم: بگو ز یارش؟ گفتا: ولش نموده
گفتم: چرا؟ چگونه؟ عاقل شده ست مجنون؟
گفتا: شدید گشته معتاد گرد و افیون
گفتم: کجاست جمشید؟ جام جهان نمایش؟
گفتا: خریده قسطی تلویزیون به جایش
گفتم: بگو ز ساقی؟ حالا شده چه کاره؟
گفتا: شده ست منشی در دفتر اداره
گفتم: بگو ز زاهد ... آن رهنمای منزل
گفتا: که دست خود را بردار از سر دل
گفتم: ز ساربان گو با کاروان غم ها
گفتا: آژانس دارد با تور دور دنیا
گفتم: بگو ز محمل ... یا از کجاوه یادی
گفتا: پژو...دوو...بنز یا گلف نوک مدادی
گفتم: که قاصدک کو؟ آن باد صبح شرقی؟
گفتا: که جای خود را داده به فاکس برقی
گفتم: سلام ما را باد صبا کجا برد؟
گفتا: به پست داده..آورد یا نیاورد؟
گفتم: بگو ز مشک آهوی دشت زنگی
گفتا: که ادکلن شد در شیشه های رنگی
گفتم: سراغ داری میخانه ای حسابی؟
گفتا:آنچه بود از دم گشته چلو کبابی
گفتم: بلند بوده موی تو آن زمان ها
گفتا: به حبس بودم..از ته زدند آنها
گفتم: شما و زندان؟ حافظ ما رو گرفتی؟
گفتا: ندیده بودم هالو به این خرفتی
Back to top Go down
View user profile
Farzaneh Glambert
Common User
Common User


Posts : 166
Join date : 2012-07-02
Location : UNKNOWN

PostSubject: Re: مطالب جالب و خنده دار   Wed Aug 08, 2012 7:28 am

درد دل های یک نوزاد شش ماه با آقای پدر و خانوم مادر

[You must be registered and logged in to see this image.]

آقای پدر! در کمال احترام خواهشمندیم اینقدر لب و لوچه ی غیر پاستوریزه و سار و سبیل سیخ سیخیتون رو به سر و صورت حساس من نمالید

خانوم مادر! جیغ زدن شما هنگام شناسایی داخل منزل نه تنها به رشد فکری من کمک نمی کند بلکه برای شیر دهی شما هم مضر است!!! لازم به ذکر است که سوسک نیز
یکی از اجسام داخل خانه محسوب می شود[You must be registered and logged in to see this image.]

پدر محترم! هنگام دست چین کردن میوه...از دادن من به بغل اصغر آقای سبزی فروش خودداری نمایید. چشم های تلسکوپی..گوش های ماهواره ای وسبیل های دم الاغی اش
مرا به یاد قرض های شما می اندازد... مخصوصا وقتی چشم های خود را گشاد کرده و با تکان دادن سر و لبهایش "بول بول بول بول" می کند..
[You must be registered and logged in to see this image.] زهر مار..درد..مرض..کوفت ! الهی کف شامپو بره تو چشت! الهی شب بخوابی خواب بد ببینی..جیش کنی تو شلوارت

مادر محترم! شست پا وسیله ایست شخصی.. که اختیارش رو دارم! لطفا هرگاه سعی در خوردن شست پای شما نمودم..گیر بدهید

آقای پدر! هنگام دعوا با خانوم مادربه جای پرت کردن قابلمه و ماهی تابه به روی زمین..از چینی های توی کابینت استفاده کنید! اکشن بودن دعوا به همین چیزاست [You must be registered and logged in to see this image.]

خانوم مادر! از خوردن هله هوله ی زیاد بپرهیزید! این عمل نه تنها برای سلامتی شما خوب نیست..بلکه موجب می شود شیرتان بوی "بچه سوسک مرده" بدهد

آقای پدر! کودک شما توانایی کافی برای حفظ جیش خود را ندارد و این توانایی هنگامی که شما شکم مرا "پوووووووووووف" می کنید به حداقل می رسد..
الان بگم که بعد شرمندتون نشم[You must be registered and logged in to see this image.]
Back to top Go down
View user profile
bita glambert
Common User
Common User


Age : 18
Posts : 101
Join date : 2012-07-15
Location : tabriz

PostSubject: Re: مطالب جالب و خنده دار   Wed Aug 08, 2012 10:36 am

اینم مدرسه ی رپ


پدران و مادران عزیز ، فرزندان خود را به ما بسپارید.اولین مدرسه با مجوز گشت ارشاد و مجرب ترین کادر ممکن!!!!
مدیر محترم: جناب آقای امیر رضایا (به علت کلفت بودن پارتی)


معاونین محترم: آقایان سروش هیچکس و رضا پیشرو (جذبه ی اولی به خاطر سیبیلاش و دومی به خاطر چشمای میر غضبیش....)


مشاور محترم: آقای حسین مخته (شستشو دادن مغز دانش آموزان به طور ریتمیک و البته هدایت صحیح اونا)
معلم پرورشی : آقای یاس (شرکت دادن دانش آموزان در انواع نمایش و سرود اعم از خودکشی، بیکاری، اعتیاد و...)


معلم بهداشت: آقای شاهین فلاکت (موی کثیف، ناخن بلند. واه واه واه )
معلم ورزش :آقای ساسی مانکن ( همراه با کلاس های فشرده ی یوگا جهت جذب جنس مخالف با الفاظ رکیک)



معلم قرآن : آقای شروین (برای شناخت مهارت کار ایشون و تحریرای زیباشون رجوع بشه به ترانه ی تو خوشگلی)
معلم زیست :آقای اردلان طعمه (جلسه ی ویژه در رابطه با راز بقا)
معلم دین و زندگی :آقای آرمین تو ای اف ام (واقعا" مگه تعداد شهیدای ما کمه؟)
پیش نماز محترم و معتقد : آیت ا... حسین تهی ( خوب میدونین؟ هر چیزی جای خودشو داره.. از "رقص اندام " گرفته تا " آقاجون)"
خدمه عزیز و نور چشم آقایون بالا: مشدی امیر تتلو...
با تشکر از حسن انتخاب شما
Back to top Go down
View user profile
Guest
Guest



PostSubject: Re: مطالب جالب و خنده دار   Thu Aug 09, 2012 3:57 am

bitaglambert wrote:
اینم مدرسه ی رپ


پدران و مادران عزیز ، فرزندان خود را به ما بسپارید.اولین مدرسه با مجوز گشت ارشاد و مجرب ترین کادر ممکن!!!!
مدیر محترم: جناب آقای امیر رضایا (به علت کلفت بودن پارتی)


معاونین محترم: آقایان سروش هیچکس و رضا پیشرو (جذبه ی اولی به خاطر سیبیلاش و دومی به خاطر چشمای میر غضبیش....)


مشاور محترم: آقای حسین مخته (شستشو دادن مغز دانش آموزان به طور ریتمیک و البته هدایت صحیح اونا)
معلم پرورشی : آقای یاس (شرکت دادن دانش آموزان در انواع نمایش و سرود اعم از خودکشی، بیکاری، اعتیاد و...)




معلم بهداشت: آقای شاهین فلاکت (موی کثیف، ناخن بلند. واه واه واه )
معلم ورزش :آقای ساسی مانکن ( همراه با کلاس های فشرده ی یوگا جهت جذب جنس مخالف با الفاظ رکیک)



معلم قرآن : آقای شروین (برای شناخت مهارت کار ایشون و تحریرای زیباشون رجوع بشه به ترانه ی تو خوشگلی)
معلم زیست :آقای اردلان طعمه (جلسه ی ویژه در رابطه با راز بقا)
معلم دین و زندگی :آقای آرمین تو ای اف ام (واقعا" مگه تعداد شهیدای ما کمه؟)
پیش نماز محترم و معتقد : آیت ا... حسین تهی ( خوب میدونین؟ هر چیزی جای خودشو داره.. از "رقص اندام " گرفته تا " آقاجون)"
خدمه عزیز و نور چشم آقایون بالا: مشدی امیر تتلو...
با تشکر از حسن انتخاب شما

بابا ایول دمت گرم
Back to top Go down
Adam Lover
Half Active User
Half Active User


Age : 21
Posts : 272
Join date : 2012-07-02
Location : anZali

PostSubject: Re: مطالب جالب و خنده دار   Sat Aug 11, 2012 9:27 am

زااااارت (صدای زمین خوردن)
رفیق پسر: اوه اوه ؟؟؟؟؟؟؟؟چت شد؟ خاک بر سرت آبرومونو بردی ؟؟؟؟؟، پاشو ؟؟؟؟! (شپلخخخخخ "صدای پس گردنی")
یک رهگذر: چیزی مصرف کردی؟یکم کمتر میزدی خب!
یک خانوم جوان رهگذر: ایییییش پسر دست و پا چلفتیِ خنگ!
**************************


دختر در حال راه رفتن...

دوفففففففسک (زمین خوردن به دلیل نقص فنی در قسمت پاشنه کفش)
رفیق دختر: آخ جیگرم خوبی؟ فدات شم! الهی بمیرم! چی شدی تو یهو؟ وااااااااااای...
یک رهگذر: دخترم خوبی؟ فشارت افتاده؟ میخوای برسونمت دکتری جایی؟
یک پسر جوان رهگذر: ای وای خانوم حالتون خوبه؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من ماشینم همینجا پارکه یه لحظه وایسین،با این وضع که دیگه نمیتونین پیاده برین


i Love yoU Adam

No 4 Today

No 4 ToMoRoo

4 eVeR
Back to top Go down
View user profile
Adam Lover
Half Active User
Half Active User


Age : 21
Posts : 272
Join date : 2012-07-02
Location : anZali

PostSubject: Re: مطالب جالب و خنده دار   Sat Aug 11, 2012 9:33 am

متن کلاس اول دبستان(طنز...)
الفبا از پ ، و ، ل شروع ميشه ،بابا ديگه آب نميده چون اداره آب و فاضلاب آب رو قطع کرده ،دهقان فداکار پير شده و دنبال چندر غاز مستمري از اين اداره ميره تو اون اداره، مرغا هورمون خوردن وخروس شدن، خروسا ماماني شدن براي مرغا عشوه ميان و ناز ميکنن، سن ازدواج مرغا بالا رفته ديگه تخم نمي کنند،چوپان دروغگو عزيز شده و کلي طرفدار داره، شنگول و منگول بزرگ شدن و گرگ شدن. مامانشونم دو سه روزيه رفته تايلند گيساشو ببافه، دارا و سارا رفتن فرانسه کبابي باز کردن، کوکب خانم رفته يه ماکروفر سامسونگ خريده و ديگه حوصله مهمونداري رو نداره و جواب تلفن رو هم نميده، کبري موهاشو مش کرده و تصميم گرفته دماغشو عمل کنه، روباه و کلاغ دستشون تو يه کاسست، حسنک گوسفنداشو فروخته و پيکان خريده مسافرکشي مي‌کنه، آرش کمانگير معتاد شده و ديگه سنگ هم نمي تونه پرت کنه، شيرين، خسرو و فرهاد رو پيچونده و با دوست پسرش رفته اسکي، رستم و اسفنديار اسباشونو فروختن و موتور خريدن ميرن کيف قاپي،پتروس از بس با دوست دختراش چت کرده انگشت درد گرفته و ديگه نمي تونه انگشتشو بکنه تو سوراخ سد، خانواده آقاي هاشمي ديگه بنزين ندارن برن مسافرت در ضمن دل خوشي هم از راه و سفر ندارن چون آخرين باري که تو راه گوشت کبابي خريدن چوپان دروغگو گوشت خر بهشون فروخته

اخراش خیلیییییییییییییییییی باحاله


i Love yoU Adam

No 4 Today

No 4 ToMoRoo

4 eVeR
Back to top Go down
View user profile
Adam Lover
Half Active User
Half Active User


Age : 21
Posts : 272
Join date : 2012-07-02
Location : anZali

PostSubject: Re: مطالب جالب و خنده دار   Sat Aug 11, 2012 5:12 pm

زن: عزیزم… اگه من بمیرم تو چیکار می‌کنی؟

مرد: عزیزم! چرا این سوالو می‌پرسی؟ این سوال منو نگران می‌کنه!

زن: آیا دوباره ازدواج می کنی؟

مرد: البته که نه عزیزم!

زن: مگه دوست نداری متاهل باشی؟

مرد: معلومه که دوست دارم!

زن: پس چرا دوباره ازدواج نمی‌کنی؟

مرد: خیلی خب! ازدواج می‌کنم!

زن (با لحن رنجیده): پس ازدواج می‌کنی؟

مرد: بله!

زن (بعد از مدتی سکوت): آیا باهاش توی همین خونه زندگی می‌کنی؟

مرد: خب بله! فکر کنم همین کار رو بکنم!

زن (با ناراحتی): بهش اجازه میدی لباسهای منو بپوشه؟

مرد: اگه اینطور بخواد خب بله!

زن (با سردی): واقعا“؟ لابد عکسهای منو هم می‌کنی و عکسهای اونو به دیوار می‌زنی!

مرد: بله! این کار به نظرم کار درستی میاد!

زن (در حالی که این پا و اون پا می کنه): پس اینطور… حتما“ بهش اجازه میدی با چوب گلف من هم بازی کنه!

مرد: البته که نه عزیزم! چون اون چپ دسته!!!


i Love yoU Adam

No 4 Today

No 4 ToMoRoo

4 eVeR
Back to top Go down
View user profile
Adam Lover
Half Active User
Half Active User


Age : 21
Posts : 272
Join date : 2012-07-02
Location : anZali

PostSubject: Re: مطالب جالب و خنده دار   Fri Oct 19, 2012 9:54 am

در مورد پسرها:

تجربه نشون داده که روي حرف پسرها نميشه حساب کرد!
تجربه نشون داده که پسرها عمدتا تنوع طلب هستند و خيلي سخت قانع ميشوند!
تجربه نشون داده که پسرها براي رسيدن به چيزي حاضرند دست به هرکاري بزنند!
تجربه نشون داده که پسرها در مورد دوستان همجنس خود هيچ تضميني در مورد رفاقت ندارند!
تجربه نشون داده که پسرها براي ايجاد امنيت براي gf خودشون حاضرند دست به خودکشي‌هاي مصلحتي بزنند! (در حالي که از من هم شنگولترند!)
تجربه نشون داده که پسرها براي عاشق شدن خيلي ساده هستند و راحت گول ميخورند!
تجربه نشون داده که پسرها 90% از دخترها کمتر در مورد چيزي تلاش ميکنند! و نتيجه‌ي بهتري هم ميگيرند! (بخصوص در مورد درس!)
تجربه نشون داده که پسرها اگه در واقعيت به چيزي نرسند شروع به رويا پردازي ميکنند! و در خيال به آن ميرسند!
تجربه نشون داده که پسرها عمدتا (نه همگي) در برخورد اول چهره‌ي ساختگي از خود نشون ميدهند!


ولي در مورد دخترها:

تجربه نشون داده که روي حرف دخترها تا وقتي که پاي پسر ديگري ميون نباشه خيلي ميشه حساب کرد (ولي متاسفانه هميشه پسر ديگري وجود داره!؟)
تجربه نشون داده که دخترها تنوع طلب‌تر از پسرها هستند! (اگه ليست بگيريم! يه پسر اگه خوش شانس باشه روزي 1 شماره ميتونه به يه دختر بده! ولي يه دختر در يک روز شايد 200 تا شماره از پسر بگيره!
تجربه نشون داده که دخترها براي رسيدن به چيزي دست به کار فيزيکي نميزنند! ولي هر کلک يا حقه‌اي که بتونند رو اجرا ميکنند!
تجربه نشون داده که دخترها فقط از روي مصالح خود با دوستان همجنس خود ارتباط دارند (شايد کمبود امکانات!)
تجربه نشون داده که دخترها براي فهميدن دوستي طرف مقابل صحنه سازي‌هاي مصلحتي ميکنند! (در مورد پسرهايي که باعث مزاحمت و رنجش حاج خانوم شده‌اند صحبت ميکنند!)
تجربه نشون داده که دخترها ديرتر به کسي اعتماد ميکنند و بيشتر گول ميزنند تا گول بخورند!
تجربه نشون داده که دخترها بيشتر بخاطر حسادت نسبت به کسي، در مورد کاري تلاش بيشتري ميکنند! (حتي در مورد غيبت کردن!)
تجربه نشون داده که دخترها بيشتر از پسرها از واقعيت فرار ميکنند!
تجربه نشون داده که دخترها در همون برخورد اول استراتژي خود رو در مورد ارتباط با يک پسر تعيين ميکنند! (برخورد يک دختر در بار اول فوق العاده انعطاف پذير است! در حالي که در دفعات بعدي برخورد يک دختر بر حسب شناختي است که از همون برخورد اول بدست آورده!؟ حتي اگر اين شناخت ناقص باشد!)

پسرها
سن 14 سالگی : تازه تو این سن، هر رو از بر تشخیص میدن . اول بدبختی
سن 15 سالگی : یاد مي گيرن که تو خیابون به مردم نگاه کنن ... از قیافه خودشون بدشون مي یاد
سن 16 سالگی : تو این سن اصولا راه نمیرند، تکنو مي زنن ... حرف هم نمي زنن ، داد مي زنن ... با راکت تنيس هم گیتارمي زنن
سن 17 سالگی : يه کمی مثلا آدم ميشن ... فقط شعارهایشان و بلند بلند مي خونن ... یادش به خیر اون روزها که تکنو نبود راک ن رول مي خوندن
سن 18 سالگی : هر کسی رو مي بینن تا پس فردا عاشقش ميشن ... آخ آخ ...آهنگ های داریوش مثل چسب دو قلو بهشون مي چسبه
سن 19 سالگی : دوست دارن ده تا رو در آن واحد داشته باشن ... تیز ميشن ... ابی گوش ميدن
سن 20 سالگی : از همه شون رو دست مي خورن ...ستار گوش ميدن که نفهمند چي شده
سن 21 سالگی : زندگی رو چیزی غير از این بچه بازیها مي بینن ... مثلا عاقل مي شن
سن 22 سالگی : نه. مي فهمن که زندگی همش عشقه ... دنبال يه آدم حسابی مي گردن
سن 23 سالگی : يکي رو پیدا میکنن اما مرموز ميشن ... ديدشون عوض مي شه
سن 24 سالگی : نه... اون با يه نفر دیگه هم دوسته ...اصلا لیاقت عشق منو نداشت
سن 25 سالگی : عشق سيخي چند؟ ... طرف باید باباش پولدار باشه... حالا خوشگل هم باشه بد نیست
سن 26 سالگی : این يکي دیگه همونیه که همه عمر مي خواستم ... افتخار ميدين غلا متون باشم ؟
سن 27 سالگی : آخيش
سن 28 سالگی : کاش قلم پام مي شکست و خواستگاری تو نميومدم


و اما دخترها
سن 14 سالگی : تا پارسال هر کي بهشون مي گفت چطوری؟ میگفتند ... خوبم مرسی ... حالا میگن مرسی خوبم
سن 15 سالگی : هر کي بهشون بگه سلام ... میگن علیک سلام ... نقاشیهاش بهتر میشه » بتونه کاري و رنگ آميزي
سن 16 سالگی : يعني يه عاشق واقعيند ... فردا صبح هم مخوان خودکشی کنن ... شوخی هم ندارن
سن 17 سالگي : نشستن و اشک مي ریزن ... بهشون بي وفايي شده ... کوران حوادث
سن 18 سالگي : دیگه اصلا عشق بي عشق ... تو خیابون جلو پاشون رو هم نگاه نمي کنن
سن 19 سالگي : از بي توجّهی يه نفر رنج مي برن ... فکر مي کنن اون يه آدم به تمام معناست
سن 20 سالگي : نه , نه ... اون منو نمي خواست آخرش منو يه کور و کچل مي گیره ... مي دونم
سن 21 سالگي : فقط سن 27-28 سالگي قصد ازدواج دارن ، فقط
سن 22 سالگي : خوش تیپ باشه ، پولدار باشه ، تحصیل کرده باشه ، قد بلند باشه ، خوش لباس باشه ... آخ که چي نباشه
سن 23 سالگي : همه خواستگارها رو رد مي کنن
سن 24 سالگي : زیاد مهم نیست که چه ريختييه یا چقدر پول داره ، فقط شجاع باشه ، من رو به اون چیزی که نرسیدم برسونه
سن 25 سالگي : آآآآآه ه ، پس چرا دیگه هیچکی نمي یاد... هر کس میخواد باشه ، باشه
سن 26 سالگي : يه نفر مي یاد ، همين خوبه ، بله
سن 27 سالگي : آخيش
سن 28 سالگي : کاش قلم پات مي شکست و خواستگاری من نميومدي


i Love yoU Adam

No 4 Today

No 4 ToMoRoo

4 eVeR
Back to top Go down
View user profile
Tahmine
ADAM Lyrics Moderator
ADAM Lyrics Moderator


Age : 23
Posts : 209
Join date : 2012-08-26
Location : Tehran

PostSubject: Re: مطالب جالب و خنده دار   Sat Jun 01, 2013 2:57 pm

تو چين اگه شكست عشقي بخوري چند برابر ب فنا ميري ،


لامصب هر طرفو كه نگاه ميكني قيافه عشقت مياد جلو چشت !

[You must be registered and logged in to see this image.]


[You must be registered and logged in to see this image.]
[You must be registered and logged in to see this image.]
Back to top Go down
View user profile
Tahmine
ADAM Lyrics Moderator
ADAM Lyrics Moderator


Age : 23
Posts : 209
Join date : 2012-08-26
Location : Tehran

PostSubject: Re: مطالب جالب و خنده دار   Sat Jun 01, 2013 3:00 pm


لپا پروتز

گونه ها تخیلی

موها رنگ کرده

ابروها تاتو

بعد هی استاتوس میزنه نیمه گمشدم کجاست و فلان و اینا

خو لامصب این قیافه ای که تو واسه خودت ساختی

گم بشی مامانت بزور پیدات میکنه نیمه گمشدت که جای خود داره

[You must be registered and logged in to see this image.]


[You must be registered and logged in to see this image.]
[You must be registered and logged in to see this image.]
Back to top Go down
View user profile
Sponsored content




PostSubject: Re: مطالب جالب و خنده دار   Today at 7:11 am

Back to top Go down
 
مطالب جالب و خنده دار
View previous topic View next topic Back to top 
Page 1 of 1

Permissions in this forum:You cannot reply to topics in this forum
Adam Lambert's Persian Fan Forum :: Others :: Entertainments-
Jump to: